" نمی گزارد ، نمی گزارد "

 

از وقتی که لبخند

تمرین را شروع کرد

فرار از اندوه

مشق صورت شد

اما

نمی گزارد

نمی گزارد

خونی

که از جنگ گرگ وُ میش

بر صبح هر خیابان

پهن می شود