1
" ورود آزاد "
شعرم
برای همه
" ورود آزاد " است
اما
یک نفر هر وقت که می آید
بجای خواندن
بو می کشد
خدا نکند آن روز
قرمه سبزی داشته باشیم .
2
" به احترام سکوت "
نمی خواهم
تمام عمر بمیرید
و چهره هایتان
چندان سبز
که اخم زمستان
به لبخندی ذوب شود
نه
نمی حواهم ...
به احترام سکوت
فقط یک دقیقه بمیرید
3
" من سکوتم "
برایت
اتفاقی شدم
ناگوار
وقتی که عاشق شدن
آنقدر ساده بود که دشواری ام را ندیدی
تمام طول و عرض ام در دستت بود
و مساحت تنم
آبخور رویاهای تو .
الآن
من سکوتم
تو تیغ
پاره ام نکن .
4
" یک داستان واقعی "
ما
سه نفر بودیم
تصمیم گرفتیم
آنچه که روی پیشانی ی مان نوشته
پاک کنیم .
یک نفر خسته شد
زندگی قورتش داد
دومی
جاکش از آب درآمد
لابد روی پیشانی ی او نوشته بود
اما من
هنوز علافم
وبرای دخترم
هر وقت که خواست
پاک کن می خرم .