قسمت اول


" خط در زبان گیلکی "

             " یک گام به پیش ، دوگام به پس "

                                                                    عباس گلستانی                                                                            agolestan@gmail.com                                                                                                                                         

 

 

چکیده :

  اگر قرار باشد که برای تغییر خط در زبان گیلکی پژوهشی شکل بگیرد تا بر اساس آن ، این تغییر

روی دهد ، طبیعی است که ویژگی های مثبت و منفی برون و درون زبان ارزیابی شود ، چه بسا که پس

از آن اصلا نیازی به تغییر خط نباشد مگر در حد اصلاح که آن نیز دیرزمانی در حال وقوع است و هر

باربا کاهش یا افزایش علایمی تلاش می شود تا به روان خوانی و روان نویسی زبان گیلکی منتهی شود .

اما آنچه که تاکنون اتفاق افتاده بیشتر در حوزه ی عمل بوده است تااندیشه که بتوان به غلط یا درست بر

آن تکیه نمود و اگر خلاف این باشد ، این نادانی را از بی اطلاعی ی نگارنده ی این متن تلقی کنید . ولی

این کاستی ها درپژوهش را نمی توان فقط در بی تفاوتی ی متولیان بی اجر و مواجب و علاقمند به زبان

گیلکی دانست ، چرا که دولت به عنوان متصدی ی امور ، برنامه های خود را توسط نمایندگان خودی

اعمال می کند و برنامه های پیشنهادی ی ظاهرا غیر خود مانند آموزش زبان گیلکی در مدارس ودانشگاه

را رد می نماید . به این ترتیب طبیعی است که کارها بطور غیرطبیعی بر مداری بچرخد که امور بین

دونیروی مرکز و گریز از مرکز معلق بماند و هر نسلی همان مشکلی را به دوش بکشد که نسل های قبل

متحمل آن بوده اند .

   خط و زبان فقط به پاسبان نیاز ندارد ، در کنار آن نیاز به خلاقیتی دارد که مهندسی زبان و خط را

بطلبد و اگر به جز این باشد مطمئنا همان جور نخواهد بود که تاکنون بوده است بلکه بدتر از آن نیز

خواهد شد . در این مورد به همسایه ی ایران ، کشور ترکیه می توان اشاره کرد که تحت تأثیر شرایط به

هر دلیل ، منجر به تغییر خط در آن کشور شد ، وگرنه ناسازگاری ی خط با زبان ،  خط و زبان با

دگرگونی های  فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی پدیده ای مشکل ساز می شد که کجداروُمریض به عمر

خود ادامه می داد .

  پیشنهاد انتخاب خط به جهت سازگاری با نوع زبان و راحتی ی خوانش هم در حوزه ی نوشتاری و هم

در حوزه ی خوانداری ، می تواند پیشنهاد بجا وشایسته ای باشد اگر، با اندیشگی و تحلیل همراه گردد .

 

واژگان کلیدی :

خط ، تغییرخط ، گیلکی ، زبان معیار

 

مقدمه :

  خطی که برای زبان گیلکی به کار گرفته می شود همان گونه که می دانید به تعبیری  " خط عربی "

است و این که این خط با آن زبان چگونه به سازگاری رسیده است مربوط به این مقاله نمی شود اما آنچه

که برای ما مسئله است و موضوع این نوشته می شود ، توان خط عربی و رابطه ی آن با زبان گیلکی

است  .  طرح این موضوع و رفتن در پی آن ، نیاز به گفتن نیست که زحمت زیاد ویک تلاش جمعی می

طلبد تا علاقمندان بخشی از عمر کوتاه خود را بدون اجر وُ مواجب در این امر متمرکز کنند .

  تاکنون چگونه بوده است که به گواه تاریخ زبان شناسی یا زبان شناسی ی تاریخی ، زبان هایی که

نتوانسته اند خود را با دگرگونی هایی در هر زمینه از حوزه های انسانی خود را تطبیق دهند ، مرده اند

یا در حال مرگ اند ، اما در خط و نوشتار این حادثه روی ندهد ؟  پس بر همان سیاق اگر خطی در

برخورد با پدیده های متنوع انسانی و همچنین فقدان توان خط در پاسخ به رسانش زبان در میدان نوشتار

و کاستی ی راحتی ی خواندن آن برای زبانی خاص ، خط را به سوی حذف پیش می برد و خطی دیگر

را جایگزین آن برای زبان می کند . تاریخ زبان و تاریخ خط این مسئله ی حذف و جایگزینی را بارها به

ما نشان داده است . با این تفاوت که چون تاریخ زبان در برابر تاریخ خط از قدمت یک میلیون ساله در

برابر قدمت ده هزار ساله برخوردار است ، از مرگ وُ میر بیشتری نسبت به تارخ تحول خط می گوید و

نکته ی دیگر این که خط در برابر زبان از تنوع کمتر وبار محافظه کاری ی بیشتری نیز دارد . در

برابراین همه زبان زنده ونیمه زنده ی دنیا،جامعه ی انسانی فقط ازپنج خط عمده و اصلی ی " رومیایی "

" سیریلی " ، " چینی " ، " دواناگری "  و خط  " عربی " بهره می برد . بر اساس محاسبه ی زبان

شناسان بیش ازشش هزار زبان در سراسرکره ی زمین استفاده می شده که بیشتر آنها برای هر ده هزار

نفر یا کمتر کاربرد داشته است و بر طبق این برآورد تا صد سال دیگر یعنی سال 2100 میلادی ، تعداد

آنها به نصف خواهد رسید . به عبارتی هر دوازده روز یک زبان خواهد مرد . ( 1 ) این حذف و زایش

در خط کمتر اتفاق افتاده است .

  بدون شک زبان گیلکی وقتی می تواند بالندگی ی مناسب خود را داشته باشد که در حوزه ی نوشتار یا در

نظام نوشتاری،خط آن ساختار مناسب خود را به دست آورده تا مشکلات خوانداری اش رو به کاستی نهد .

زبان گیلکی در عمر خود ، بنا به دلایلی نتوانسته است خود را در گذر زمان با تغییرات منطبق بسازد و یا

حتی در یک جدل تئوریک وارد بشود و بسان  دکتر محمدرضا باطنی که در بحث اصلاح رسم الخط زبان

فارسی در برابر اصرار بر رعایت قوانین سنتی نوشتار از جانب  دکتر ابوالحسن نجفی  ، عنوان تمثیلی ی

" غلط بنویسیم " را برگزیده بود ، بحث تئوریک راه افتاده باشد و کم کم نگاه به خط رایج در زبان گیلکی

از یک گفتگوی معمولی پا را فراتر بگذارد .

  برای این که موضوع تغییر خط یا اصلاح آن در زبان گیلکی به سوی یک نتیجه ی نسبتاً مطلوب پیش

برود ، پایگاهی جز اطلاع و آگاهی از زبانشناسی ، جامعه وحکومت و هم چنین روان شناسی حاکم بر

مردم ندارد . بحث را از این منظر به پیش می بریم .

 

بحث و بررسی :

  موضوع تغییر  و یا اصلاح خط  پدیده ی نوینی نیست که تازه با آن برخورد کرده باشیم ، تاریخ خط از

این دگرگونی ها فراوان به خود دیده و تجربه آن را  برای انسان نسل های بعد بجا گذاشته است . میهن ما

ایران نیز در این دستآورد دور از ماجرا نبوده و نقش تاریخی ی خود رادر این تحول ایفا نموده است .

پس موضوع را از این نکته آغاز می کنیم که :

دبیره  با ریشه در زبان بابلی و کاربرد فراوان در پارسی میانه که عربی ی آن  خط  می شود ، در فارسی

و گیلکی نیز به همین نام جا افتاده است .  دبیره هفت نوع خط را دربر می گرفت که در دوره ی ساسانیان

از آن بهره می بردند . نام این خط ها بیشتر از کتب و منابع اسلامی استخراج شده و به جز " خط دین

دبیری " یا خط دینی و یا خط مذهبی که در پارسی میانه از آن نام برده شده است ، مرجع بقیه ی خط ها

همان منابع اسلامی بوده است که خط های زیر را  شامل می شود :

1 - خط دینی یا خط دین دبیره  که گفته می شود اوستا با این خط نوشته شده است و منشا آن را خط پهلوی

دوره ی ساسانی می دانند . مسعودی  نیز در دو کتاب خود ، التنبیه والاشراف   و  مروج الذهب  ، از آن

به عنوان خطی نام می برد که دارای شصت علامت برای نشان دادن واکه ها  و هم خوان ها داشته است .

2 - خط ویش دبیریه  که  ابن ندیم  در الفهرست از آن به عنوان خطی نام می برد با  365  حرف ، برای

نشان دادن صداهای مختلف از قبیل صدای آب ، زنگ گوش ، صدای پرندگان و چهارپایان و همچنین

برای ثبت تغییر قیافه مثل ایما و اشاره و پیری کاربرد داشته است . مسعودی  تعداد حروف این خط را

160 حرف می داند .

3 - خط گشته یا کشتج دبیری یا گشتک  که  حمزه ی اصفهانی  در  التنبیه علی حدوث التصعیف ، این خط

را مغایره یا دگرگون شده  می نامد وبیست و هشت حرف را تاکنون در آن تشخیص داده اند . از این خط

برای ثبت قولنامه ها ، معاملات ملکی و قراردادهای اقتصادی بهره می بردند. بقایای این خط را دربعضی

از سنگ نوشته ها مانند نوشته ی بیست خطی در همدان و یک لوح مسی از دوره ی مازیار در منطقه ی

گرگان و اسناد رسمی مثل مهرها ، سکه ها ، پاپیروس و کتیبه های اواخر دوره  ی ساسانی و همچنین

کتاب هایی در زمینه ی پزشکی کشف شده است .

4 - نیم گشتک دبیری ، خطی است که باید از نوع همان گشتک باشد و دارای بیست و هشت حرف بوده که

در زمینه ی طب و فلسفه کاربرد داشته است .

5 - خط رازدبیری  که به خط اسرار و رازها معروف بود و به مکاتبات سری بین امیران و پادشاهان

اختصاص داشته است . ابن ندیم  چهل حرف را در آن تشخیص داد . خط راز سحریه   خط دیگری است

که  ابن ندیم از آن یاد می کند و از بیست و چهار حرف ساخته می شد . خطی بود که فلسفه و منطق را با

آن می نوشتند .

6 - خط نامگ دبیری یا فروردگ دبیری یا خط نامه ها  ، خطی بود که در نامه نگاری به کار می رفته و

نمونه هایی از آن خط را بر روی پوست و پاپیروس پیدا کرده اند .

7 - خط هام دبیری یا خط همگان ، خطی بود که همه ی مردم می توانستند از آن استفاده کنند و در التنبیه

علی حدوث التصحیف نوشته شده که این خط به خط پهلوی معروف بوده و 28 نوع مختلف آن را دربر می

گرفت و از هفت گونه ی آن نام می برده است که شامل ؛ داد دفیره  برای پرونده ها و احکام قضائی ،

شهر هماره دفیره  برای حساب های حکومتی ،  کده هماره دفیره  برای حساب های دربار سلطنتی ،

گنج هماره دفیره   برای حساب های خزانه ،  آهور هماره دفیره  برای گزارشات اصطبل سلطنتی ،

آتش هماره دفیره  برای مسائل مربوط به امور آتشکده ها و بلاخره  خط  روانگان هماره دفیره برای

گزارش مربوط به موقوفات .

  اگر ما همچنان به بحث انواع خط در تاریخ خط ادامه بدهیم به خطوط بیشتری از آن می رسیم ، چه به

صورت سنگ نوشته ها و ... و چه به صورت افسانه و اسطوره ، مثل داستان تهمورث در شاهنامه ی

فردوسی که می گوید تهمورث سی خط از دیوان آموخت . این تنوع و دگرگونی نشان می دهد که خط در

مناسبات اجتماعی چنان  مهم بوده که مورخین مدرن از جمله مورخین آلمانی آن را مرز بین تاریخ و پیش

از تاریخ قرار داده اند . اما اینکه تاریخ دقیق شروع نوشتن از چه زمانی بوده است واقعا مشخص نیست

مگر اینکه همیشه به آخرین کشفیات از اولین نوشته ها تکیه نمود و به پژوهش ها ادامه داد .

  در ارتباط با آغاز پیدایش خط در ایران به ظروف سفالین نقش داری اشاره می کنند که در نواحی ی

غرب ایران پیدا شده اند ، اما آنچه را که بطور معمول می توان نام خط  را بر آن نهاد و تاکنون بدست

کاوشگران افتاده اند و باستان شناسی نیز بر این نکته تأکید دارد  همان کتیبه ها و سنگ نوشته ها می باشد

که اولین نشانه ها ازخط را  در خود دارند . یافته های جدید در سال 1385 در کُنار صندل  از توابع جیرفت

نشان می دهد که دو کتیبه ی پادشاهی ی بدست آمده ، دارای خطی با پیشینه ی تاریخی ی 2500 سال قبل

از میلاد مسیح می باشد . به این ترتیب تاریخ خط در ایران را که تا قبل از کشف اخیر تا 1200 سال فبل از

میلاد با توجه به یافته ها در شوش می دانستند ، بازهم پیشینه ی بیشتری به تاریخ خط در ایران می بخشد .

اما هیچ قوم وملتی،پیدایش وتکامل خط را نمی تواند صرفا بخود منتصب کند وعلایم اولیه ی ارتباطی ی

انسان های نخستین را که امروز نشان کمی از آنها به جای مانده است ، نادیده بگیرد .